دلم میخواهم این جا فقط از اثراتی بگویم که فعالیت دراین هیئت در روح و جان من گذاشت ....نمیدانم چگونه بگویم بعضی حرف ها را سخت میتوان در قالب کلمات گنجاند
خانم حسامی داخل یکی از جلسات مجمع حرف خیلی قشنگی زد گفت وقتی ادم یه مسئولیتی را قبول میکنه بزرگترین فایده اش اینه که توفیق اجباری پیدا میکنه واسه کامل شدن و کامل کردن خودش ..
وبرای من این مسئولیت فقط و فقط و فقط باعث رشدم شد
روز اولی که خبردارشدم در دانشگاه پیام نور قبول شدم فکر کردم بدشانس ترین ادم روی زمین هستم ولی امروز به واسطه فعالیت و خادمی در هیئت خودم را ادم خوشبختی میدونم و واقعا به قسمت ایمان پیدا کردم
همین جا صادقانه باید اعتراف بکنم روزهای اول از اینکه منو مسئول هیئت خطاب میکردن خوشم اومده بود از اینکه به جلسات دعوت بشم نظرمو بگم و ... ولی بعد دوماه شرایط واقعا سخت شد روزایی که میرفتم دانشگاه از صبح تا شب .همه و همه بهم میگفتن چرا این کارها را میکنی یکی میپرسید چقدر حقوق میگیری یکی میگفت الکی وقتت را صرف این کارهای بیهوده نکن وخیلی حرف های دیگه که قابل بیان از زبان من نیست و سخت ترین قسمت توضیح دادن دلایلم برای انجام دادن این کار به ادم هایی بود که باورهاشون بامن فرق داشت ...باورهای بعضی ادم ها را نمیشه تغییر داد یا لااقل دیر میشه .
دوست دارم یه جمله بنویسم که شاید خیلی حرف بزرگ و پرمعنایی باشه
*من توی هیئت بزرگ شدم*
بزرگ از نظر عقلی نه سنی
ادامه دارد ....
برچسب:
نویسنده: نیکا کوشکی